حسين مروج

328

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

طاهر العين - چيزى كه عين و ظاهر او از نظر شرع پاك است ، مانند گوسفند و غيره . موارد استعمال : تذكيه به حيوان طاهر العين ( البته غير انسان و حشرات ) واقع مىشود . شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه طايفه - قطعه‌اى از چيزى است خواه كوچك باشد ، خواه بزرگ باشد . مجمع البحرين و به معناى يك نفر به بالا ، سه نفر به بالا ، ده نفر به بالا . موارد استعمال : در رجم زنا ، حضور طايفه‌اى از مردم واجب است . شرح لمعه ، كتاب حدود طبقات ارث - در عرف فقيهان ، پدران و مادران و فرزندان ، اجداد و جدّات و برادران و خواهران و فرزندان آن‌ها ، اعمام و اخوال طبقات ارث ناميده مىشوند كه به ترتيب به سه طبقه « طبقهء اول و طبقهء دوم و طبقهء سوم » تقسيم مىشوند . طبقهء اول مانع طبقهء دوم و طبقهء دوم مانع طبقهء سوم مىباشد . الينابيع الفقهيه ، ج 22 ، به نقل از قواعد علامه طبقة - جماعتى از راويان هستند كه از جهت سن و سال و ملاقات اساتيد و استفاده از آن‌ها شركت دارند ، مثلا چندين نفر راوى هم‌سال و هم‌درس در حالىكه استادشان هم يك نفر است . موارد استعمال : علم به طبقه از ادعاى دروغين ملاقات مروى عنه جلوگيرى مىكند . كشّاف ؛ الرعايه فى علم الدرايه طبيب - كسى كه نسبت به امور طبّ خبره و عارف مىباشد . مجمع البحرين در فقه ، عالم به علم طبّ ( دانستن قواعدى است كه از آن‌ها بدنهاى انسانها از جهت صحت و مرض شناخته مىشود ) طبيب ناميده مىشود . كشّاف ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : بنابر قولى طبيب ، ضامن چيزى است كه در اثر طبابت تلف مىكند . شرح لمعه ، كتاب ديات گفته شده طبيب واقعى خداوند است و به عالم طبّ رفيق گفته مىشود . طرّار - كسى كه در حالت غفلت جيب مردم را مىبرد و پول آن‌ها را مىدزدد . موارد استعمال : دست طرار به عنوان دزد قطع نمىشود . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه طرح - انداختن ، دور كردن . در فقه ، عبارت است از اين‌كه كسى مالى را پيش كسى بگذارد و برود . درحالىكه بين اين دو نفر حرف و اشاره‌اى باشد كه دلالت بر وديعه بودن بكند . موارد استعمال : اين طرح ايجاب وديعه به حساب مىآيد . شرح لمعه ، كتاب وديعه طرد - شاخهء كوچكى كه از درخت خرما رويد . در عرف فقها ، محدود طورى باشد كه به همهء آنهايى كه حدّ صادق است صدق نمايد . كشّاف